عباس اقبال آشتيانى

45

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

موقعى كه پيشقراولان لشكر چنگيز به دروازه‌هاى شهر جرجانيه نزديك شدند مردم به خيال آنكه تمام لشكر مغول همين اندازه است جسارت به خرج داده بتعقيب ايشان پرداختند و مغولان به عقب برگشته مردم خوارزم را بدنبال خود كشيدند و همين‌كه ايشان را بيك فرسخ دور تر از شهر بردند سپاه عظيم مغول خوارزميان را در ميان گرفتند و قبل از آنكه آفتاب غروب كند جمع كثيرى از آن جماعت را كشتند و بقيه منهزما به شهر آمدند . روز بعد اگتاى و جغتاى رسيده شهر را در محاصره گرفتند و ابتدا مردم را به ايلى خواندند ولى چون كسى مسئول ايشان را اجابت نكرد منجنيقهاى خود را ترتيب داده بريختن سنگ و چوب بر سر شهريان مشغول شدند و چون در اطراف خوارزم سنك زياد نبود از درخت توت كه در آن ديار فراوان و به مصرف تربيت كرم ابريشم مىرسيد گرده‌هائى بريده در آب مىگذاشتند و پس از آنكه سخت و صلب مىشد آنها را با منجنيق به شهر پرتاب مىنمودند . همين‌كه سپاهيان جوجى رسيدند جرجانيه از همه طرف محصور شد ؛ جوجى به مردم شهر پيغام داد كه اگر تسليم شوند در امان خواهند ماند اما اهالى جرجانيه با اينكه سلطان محمد نيز قبل از وفات از جزيرهء آبسكون به ايشان نوشته و ايشان را به مسالمت و رفق با مغول خوانده بود به اين گفته‌ها گوش فرانداده در پايدارى و دفاع بيشتر سعى نمودند عاقبت چنگيزيان اسرا يعنى قسمت حشر همراه قشون خود را مأمور كرد كه خندق آب شهر را در مدت ده روز پر كنند و حصارهاى شهر را نيز خراب نمايند . اين عمليات خمارتگين را سخت متوحش ساخت تا آنجا كه دست از جدال برداشته از شهر خارج و به لشكريان تاتار تسليم شد و اين خيانت در دل اهالى جرجانيه توليد ضعف و سستى كرد ولى با تمام اين احوال زير بار ننگ اطاعت از مغول نرفتند و چنگيزيان مجبور شدند كه محله بمحله و كوچه به كوچهء پايتخت خوارزمشاه را به زحمت زياد از دست مردم رشيد آن بيرون آورند به اين شكل كه جمعى با تير و كمان به جنگ با اهالى مشغول بودند و عده‌اى نيز با شيشه‌هاى پر از نفت خانه‌ها را مىسوختند . اين عمل چندين روز طول كشيد و شهر سر تسليم پيش نياورد ، مغول تدبيرى ديگر انديشيدند و در صدد برآمدند كه سد جيحون را شكسته آب آن را به شهر جرجانيه